تلنگر
تلنگر مخصوص کسانی است که میان ظاهر و باطنشان یک سال نوری فاصله است 
قالب وبلاگ

آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

ما هم دیگر را دوس نداریم فقط خودمان را دوس داریم چون وقتی ناراحت می شویم از دیگری متنفر می شویم 

 

ما آمده ایم تا برای دلخوشی خود همدیگر را داشته باشیم 

 

ما از هم متنفریم... از همان ابتدا می دانستم 

 

 

من با هیچ کس خوش نبودم....هیچ کس

[ شنبه 8 بهمن ماه سال 1390 ] [ 09:04 AM ] [ سارا خانبانی ]

 دلـت را بتـکان ... 

 

غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن

دلت را بتکان

اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین 

 

 

بگذار همانجا بماند

فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکش

قاب کن و بزن به دیوار دلت ...


 

 

دلت را محکم تر اگر بتکانی

تمام کینه هایت هم می ریزد

و تمام آن غم های بزرگ

و همه حسرت ها و آرزوهایت ...


 

باز هم محکم تر از قبل بتکان

تا این بار همه آن عشق های بچه گربه ای هم بیفتد! 

 

 

 حالا آرام تر، آرام تر بتکان

تا خاطره هایت نیفتد

تلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟

خاطره، خاطره است

باید باشد، باید بماند  

 

 

کافی ست؟

نه، هنوز دلت خاک دارد

یک تکان دیگر بس است

تکاندی؟

دلت را ببین

چقدر تمیز شد... دلت سبک شد؟


 

حالا این دل جای "او"ست

دعوتش کن

این دل مال "او"ست...

همه چیز ریخت از دلت، همه چیز افتاد و حالا


 و حالا تو ماندی و یک دل

یک دل و یک قاب تجربه

یک قاب تجربه و مشتی خاطره

مشتی خاطره و یک "او"...

 

 

 

خـانه تـکانی دلـت مبـارک

 

 

 


[ دوشنبه 3 بهمن ماه سال 1390 ] [ 08:26 AM ] [ سارا خانبانی ]

دلم برات تنگ شده

[ دوشنبه 3 بهمن ماه سال 1390 ] [ 08:16 AM ] [ سارا خانبانی ]
به تعظیم مردم این زمانه اعتماد نکن ....... زیرا
تعظیم آنان همانند خم شدن دو سر کمان است که هر چه
بهم نزدیکتر شوند تیرش کشنده تر است
[ جمعه 30 دی ماه سال 1390 ] [ 2:25 PM ] [ سارا خانبانی ]
ه کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ...
خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.
زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.
آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود ...
و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.
به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.
بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ...
فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.
زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم...!
خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد و من به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :
هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم.
قبل از رفتن به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .
هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.
زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم .
و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.
امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند:
رنگین کمانی به ازای هر طوفان ،
لبخندی به ازای هر اشک ،
دوستی فداکار به ازای هر مشکل ،
نغمه ای شیرین به ازای هر آه ،
و اجابتی نزدیک برای هر دعا  .
جمله نهایی :  عیب کار اینجاست که من  '' آنچه هستم ''  را  با   '' آنچه باید باشم ''  اشتباه می کنم ،  خیال میکنم  آنچه  باید  باشم  هستم،  در حالیکه  آنچه  هستم نباید  باشم .
 
زنده یاد احمد شاملو

[ جمعه 2 دی ماه سال 1390 ] [ 6:12 PM ] [ سارا خانبانی ]

   1    2    3    4    5    6    7    8    9    10    >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 12977