از این مرحله از زندگی که بگذریم بازم زندگی جریان داره ؟
زندگی همین شکلیه ؟ این بد مذهب که عوض نمیشه .. منم که دائم مثل مار دارم پوست عوض می کنم
هر بار از خودم می پرسم این نقاب نقاب واقعیته؟ یا بازم میخوای بعد چند روز و جند ماه و جند سال عوضش کنی و بگی . نه ه ه اینم من نبودم
حالا بیا خر بیار و باقلی بار کن .. واسه هر نقاب کلی از عمرم تلف میشه و من هنوز مردد از انتخاب بهترین نقاب
حالا می فهمم که اصلا باید بدون نقاب بود
باید برای خودم زندگی کنم ... ولی نه .. واسه هر نقابی که داشتم همینو گفتم .. واسه اینکه میخواستم بی چون و چرا به چهرم بزنمو و بگم خودمم ..