من امروز یاد خیلی چیزا افتادم
اون موردی که واست تو پارک تبریز افتاد و اتفاقات بعدش
رفتارت بعد اون روز
کلا دگرگون شدی و کلی منو ......
من خیلی احمقم نه ؟
اینطور به نظر میاد .؟ وای با چه بدبختی نقشه ۲ رو پاس کردم .....
باران که می بارد دلم برایت تنگ تر می شود
راه می افتم
بدون چتر
من بغض میکنم ، آسمان گریه
اون روز چه اتفاقی افتاد
من دیوانه شدم ؟ عاشق شدم ؟ احمق شدم ؟؟؟؟ اهاان عقلمو از دست دادم که تو رو ...
حتی نمیشه نوشت ......
سلام گلم.بیخیال بهش فکرنکن.چرا اعصابتو با خاطرات گذشته خراب میکنی:*
میتونم بپرسم چه خاطره ای تورو داغون میکنه اونم از نقشه 2؟
تو جفای بزرگی در حق یه ادم کردی امیدوارم که اینده ای خوبی داشته باشی ؟یکیم همین کارو با من کرد اما من همیشه براش دعامیکنم چون دوسش دارم توام برو دعاکن اونطرف برات دعاکنه نه اینکه نفرینت کنه.