-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 19 اسفندماه سال 1389 13:55
جواب سلام را با علیک بده جواب تشکر را با تواضع، جواب کینه را با گذشت، جواب بی مهری را با محبت، جواب ترس را با جرأت، جواب دروغ را با راستی، جواب دشمنی را با دوستی، جواب زشتی را به زیبایی، جواب توهم را به روشنی، جواب خشم را به صبوری، جواب سرد را به گرمی، جواب نامردی را با مردانگی، جواب همدلی را با رازداری، جواب پشتکار...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 15 اسفندماه سال 1389 18:05
خدا یک چیز ازت می خوام ممکنه؟ میشه ازت خواهش کنم دلت به حال اشکام به رحم بیاد میشه یکبارم که شده دلت برام بسوزه خدا میشه یک روز این خنده هام از ته دل باشه خدا میشه ازت بخوام واسه یکبارم که شده ورقو به خاطر دل ما برداری خدا میشه یکبار قصدت جز رضایت خودتو و بنده های خوبت راضی کردنه دل ما هم بشه خداااااا...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 15 اسفندماه سال 1389 13:23
برات دعا می کنم هر لحظه با هر چشم بهم زدن که بهترین ها رو داشته باشی که اینقد شاد یاشی و توانا و با ایمان که همه عالم به پات بیفتن عاشق باشی و عشقت همیشه آرومت کنه شادت کنه و همیشه همه در حسرت این عشق تا ابد بمونن اینقد خوشبخت که خدارو از این گرفتن شکر کنی..
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 13 اسفندماه سال 1389 19:00
من به بن بست نرسیدم راهمو کج کردم با تو مشکلی ندارم با خودم لج کردم.......
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 9 اسفندماه سال 1389 20:07
آآآآآآآآآآااه خدا دیگه هیچ روز اینجوری روز من قرار نده چشممو به چشم آدما ننداز ببین خدا خستم راهمو هموار کن دیگه نفسی نمونده برام
-
اشعاری کوتاه و زیبا از مرحوم حسین پناهی
شنبه 7 اسفندماه سال 1389 16:07
ازآجیل سفره عید چند پسته لال مانده است آنها که لب گشودند؛خورده شدند آنها که لال مانده اند ؛می شکنند دندانساز راست می گفت: پسته لال ؛سکوت دندان شکن است ! من تعجب می کنم چطور روز روشن دو ئیدروژن با یک اکسیژن؛ ترکیب می شوند وآب ازآب تکان نمی خورد! بهزیستی نوشته بود: شیر مادر ،مهر مادر ،جانشین ندارد شیر مادر نخورده،مهر...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 5 اسفندماه سال 1389 23:01
چقد درد به ظاهر کوچیک یک نفر زجرم داد بیچاره مستخدم خوابگاه وقتی باهام تنها شد یکدفعه شروع کرد به دردو دل احساس می کردم داره از بغض خفه میشه از بی احترامی های بچه ها می گفت از رفتار قشر تحصیلکرده خوابگاهی از خودم بدم اومد فکر کردم باید همیشه یادم بمونه که ممکنه یک حرف چقد یک پیر زنو آزار بده و اذیتش کنه و روزایی که...
-
دکتر شریعتی
جمعه 29 بهمنماه سال 1389 23:36
اگر دروغ رنگ داشت هر روز شاید ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت عاشقان سکوت شب را ویران می کردند اگر به راستی خواستن توانستن بود محال نبود وصال! و عاشقان که همیشه خواهانند همیشه می توانستند تنها نباشند ….. اگر گناه وزن داشت هیچ کس را توان آن نبود که...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 28 بهمنماه سال 1389 14:57
گاهی احساس میکنی چقد واسه بعضیا مهم بودی چقد تو زندگیشون ارزش داشتی شاید واسه حرفایی که قبلا بهتون زده بودن و یا کارایی که واسشون کرده بودی ولی وقتی که بهش پیام میدی و در جوابش میگه وقت ندارم اونوقت می بینی که هیچ وقت هیچ جایی تو زندگیش نداشتی حتی بهت مهلت نمی ده که بهش بگی این آخرین باری که می تونیم با هم صحبت کنیم...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 28 بهمنماه سال 1389 01:09
چقد کم طول کشیدن که به نشنیدن صدات عادت کنم و چقد کم طول کشید که به نشنیدن صدام عادت کردی دوست ندارم امشبو بخوابم چون آخرین شبه با تو بودنمه کاش میشد هیچوقت نبینمت و کاش میشد هیچوقت منو نبینی و به زخمامون نمک نمی پاشیدند خدایااااااااااااااااااااا گاهی دلیل خنده و گریمم نمی دونم نه گاهی ... هیچ وقت نمی دونم این بغض و...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 24 بهمنماه سال 1389 13:45
چقد از مواجه شدن می ترسم جدا با این جسارتم می فهمم که هنوز ترسوام فکر مواجه شدن داره عذابم میده چه برسه به اینکه مواجه بشم دلم میخواست زودتر تعطیلی تموم بشه ولی حالا که وقت رفتنه بازم اخمام رفته تو هم چون اضطراب چون از این دوری می ترسم از اینکه هوام عوض بشه می ترسم می ترسم بزنم زیر همه چیز هنوز نرفته سر خوردنم شروع...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 24 بهمنماه سال 1389 09:37
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی که او تمام شد من آغاز کردم چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن دکتر علی شریعتی
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 بهمنماه سال 1389 20:05
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید قفسم برده به جایی دلم شاد کنید چی باعث میشه آدم اونجوری که می خواد نتونه زندگی کنه گاهی اونقدر این شهر و کشور و قاره و دنیا واسم تنگ میشه که دلم می خواد مثل یک ماهی توی تنگ خودمو این ور و اونور بزنمو و بشکنم این محدودیت و این قفسو از دیشب دارم رو این حرف فکر میکنم : نظر دوستی رو راجع...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 بهمنماه سال 1389 22:52
اگر گناهی نبود قدیسی نبود و اگر قدیسی نبود گناهان آشکار نمی شدند
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 بهمنماه سال 1389 19:41
هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه یک حسی تو دلم میگه تو نزدیکی به این خونه
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 20 بهمنماه سال 1389 12:05
واقعیت داره که خدا گاهی عالمو رو سرت خراب میکنه تا تو رو آزمایش کنه و بگی من خدارو قبول ندارم یا قبول دارم خدا که به همه چیز آگاهه واسه چی داره قدرت نمایی می کنه روی جبر و اختیار به شک افتادم خدا به دل آدما مهر میزنه و هر چی بشنون و ببینن دلشون رو نرم نمی کنه من منتظر اون عدالتی ام که خدا وعدشو داده تو این دنیا نه...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 18 بهمنماه سال 1389 14:04
خدا ازت خواسته بودم تو لحظه ای که بمیرم در آرزوی او باشم و بمیرم ولی دیگه نمی خواااااااام خدا سرت داد نمی زنم ولی بدون ازت شاکی ام . اینقد شاکی ام که الان سر درد امونمو بریده . بگو بگو چیکار میخوای بکنی بگو این بازیا چیه داره سر من در میاد بگو آخه گناه من اینقد نابخشودنی بود که هر لحظه یک چیز جدید شرووع می کنییی خدا...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 17 بهمنماه سال 1389 19:35
آآآآآآآآه و خدایی که در این نزدیکی است خدایااااااا عجب حالی دارم فقط تو میدووونی / داری چیکار میکنی با من؟؟؟ فک میکردم دوباره بهم دادی ی ی ی........ بدش میااد آآآآآآآااااه هوااااااااااااااار خداااااااا دیییییییییییییگه نمیییییخوااااااااام دنیاااااتو
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 17 بهمنماه سال 1389 16:40
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی آنقدر مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی درپی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را (( دکتر علی...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 16 بهمنماه سال 1389 19:21
از این مرحله از زندگی که بگذریم بازم زندگی جریان داره ؟ زندگی همین شکلیه ؟ این بد مذهب که عوض نمیشه .. منم که دائم مثل مار دارم پوست عوض می کنم هر بار از خودم می پرسم این نقاب نقاب واقعیته؟ یا بازم میخوای بعد چند روز و جند ماه و جند سال عوضش کنی و بگی . نه ه ه اینم من نبودم حالا بیا خر بیار و باقلی بار کن .. واسه هر...
-
دکتر شریعتی
شنبه 16 بهمنماه سال 1389 18:51
خدایا ! رحمتی کن تا ایمان ، نان و نام برایم نیاورد ، قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار میکنند ، نه از آنان که پول دین را میگیرند و برای دنیا کار می کنن خدایا ! مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان اضطراب های بزرگ، غم های ارجمند و حیرت های عظیم را...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 15 بهمنماه سال 1389 16:37
از روانشناس آقای دکتر میثاق پرسیده بودن فرق عشق و عادت چیه؟ - جوابش واسم جالب بود : میگفت اگه کنار کسی باشی و وقتی ازش دور بشی دلتنگش باشی و بعد بگی چقد دوسش دارما حالا که دور شدم ازش می فهمم این عادته ولی وقتی تو چشمای کسی کنارته زل زدی و داری نگاش می کنی و بازم دلت براش تنگه اونوقت عاشقشی عاشقشی؟ عادت کردی بهش؟
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 13 بهمنماه سال 1389 00:33
من امشب دیوووووووووونه شدم مردم
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 12 بهمنماه سال 1389 17:06
رحلت جانسوز پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و شهادت امام حسن علیه السلام تسلیت باد .
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 11 بهمنماه سال 1389 23:37
هفت جا نفس خود را حقیر دیدم نخست : هنگامیکه به پستی تن می داد تا بلندی یابد دوم : آنگاه که در برابر از پاافتادگان ، میپرید سوم : آنگاه که میان آسانی و دشوار مختار شد و آسان را برگزید چهارم : آنگاه که گناهی مرتکب شد و با یادآوری اینکه دیگران نیز همچون او دست به گناه میزنند ، خود را دلداری داد پنجم : آنگاه که از ناچاری...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 11 بهمنماه سال 1389 23:16
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 11 بهمنماه سال 1389 12:59
ای انسان ها از راه هایی مروید که روندگان آن بسیارند / از راه هایی بروید که روندگان آن کم اند.. ( آیه ای از انجیل)
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 10 بهمنماه سال 1389 20:53
من خیلی غصه خوردما اعصابم خورده ها...... امتحانا گند زد به هیکلم .......اووووووووووووم
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 10 بهمنماه سال 1389 10:28
اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست او جانشین همه نداشتنهاست نفرین ها و آفرین ها بی ثمر است اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد تو مهربان جاودان آسیب نا پذیر من هستی ای پناهگاه ابدی تو می توانی جانشین همه بی پناهی ها شوی
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 8 بهمنماه سال 1389 21:58
خداوندا اگر روزی بشر گردی ی ی ی ز حالم با خبر گردی ی ی پشیمان میشوی از قصد خلقت از این بودن از این ماندن آآآآآآآآآآآآآآه خداوندااااااااااااااااا نمی داااااااااااااانی خداونداااااااا نمیداااااااااااااااانی که انسان بودن و ماندن در این دنیااااا چه دشوار است چه زجری می کشد آنکس که انسان است و سر شار از احساااس است ای...